صفحه اصلي        راهنما        آكروبات   

 
فهرست

2- آزادي توام با مسئوليت انسان

O انِّا هَدَيناهُ السَّبيلَ إِمّا شاكِراً وَ إِمّا كَفوراً (الدّهر: 3) راه را به او نشان داده ايم، سپاسگزار باشد يا ناسپاس .

O... فَمَن شآءَ فَليُؤمِن وَ مَن شا ءَ فَليَكفُر إِنّا أَعتَدنا لِلظّالِمينَ ناراً أَحاطَ بِهِم سُرادِقُها ... (الكهف: 29) هر كه بخواهد ايمان بياورد و هر كه بخواهد كافر شود. ما براي كافران آتشي كه لهيب آن همه را دربرمي گيرد، آماده كرده ايم

O... فَمَنِ اهتَدي فَاِنَّما يَهتَدي' لِنَفسِهِ وَ مَن ضَلَّ فَاِنَّما يَضِلُّ عَلَيها وَ مآ أَنَا عليكم بِوَكيلٍ (يونس: 108) پس هر كس كه به راه راست هدايت يابد، هدايت به سود اوست و هر كه گمراه گردد، به زيان خويش به گمراهي افتاده است و من عهده دار شما نيستم

O... إِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّي' يُغَيِّروُا ما بِأَنفُسِهِم... (الرّعد : 11) خداوند چيزي را كه از آن مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.

قالوا اِنّا كُنّا قَبلُ في اَهلِنا مُشفِقينَ . فَمَنَّ اللهُ عَلَينا وَ وَقنا عَذابَ السَّمومِ (الطّور، 26 و 27) (بهشتيان) مي گويند پيش از اين در دنيا دلسوز كسانمان بوديم. پس خدا بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم نگهداشت.

O وَ لَتُسئَلنَّ عَمّا كُنتُم تَعمَلونَ (النّحل، 93) و از هر كاري كه مي كنيد، بازخواست مي شويد.

O فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفسَكَ عَلي' اثارِهِم اِن لَم يُـﺅمِنوا بِهذَاالحَديثِ اَسَفاً (الكهف، 6) شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند، (اي پيامبر) خويشتن را به خاطرشان از اندوه هلاك سازي.

O اِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُـﺅادَ كُلُّ اولئِكَ كانَ عَنهُ مَسئولاً (الاسراء ، 36) گوش و چشم و دل، همه را بدان بازخواست كنند.

\ انسان در عين موظّف و مسئول بودن در برابر آينده اش، در انتخاب آزاد است زيرا موجودي با ادراك و قدرت تشخيص است.

نكته ها

الف : وصيّت حضرت علي(ع) به امام حسن(ع): وَلا تَكُن عَبدَ غَيرِكَ وَ قَد جَعَلَكَ اللهُ حُرّاً . بنده كسي مباش همانا خداوند ترا آزاد قرار داده است.

ب: آزاديخواهي (Liberalism)

از قرن 16 به بعد همزمان با رنسانس و عقب نشيني كليسا از عرصه هاي سياسي و اجتماعي و شروع توليد صنعتي به دنبال انقلاب صنعتي در غرب، سرمايه داران خواهان آزادي عمل در توليد، قيمت گذاري و عرضه شدند و در مقابل خواستند تا جلوي دخالت دولتها در عرصه هاي اقتصادي گرفته شود. (مقايسه شود با ديدگاههاي سوسياليستي و كمونيستي كه منافع جامعه و مصالح جمعي را بر منافع و حقوق فردي مقدّم مي دارد. حوزه دخالت دولت در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي مردم گسترش مي يابد. حقوق فردي محدود شده و حكومت، خود را در برابر مردم كمتر مسئول مي داند) ليبراليزم ابتدا در بستري اقتصادي شكل گرفت و سپس به عرصه هاي سياسي و اجتماعي هم آمد.

آزادي يعني اينكه هر كس هر طور كه دوست دارد بايد بتواند زندگي كند . ديگران نبايد دخالت اجباري و عمدي در زندگي انسانها داشته باشند. ديگران شامل خدا، اخلاق، عقل جمعي، آداب، رسوم، دولت و هر چيز ديگري است. تنها كسي كه شايستگي دارد براي من تعيين تكليف كند و بايد و نبايد مرا مشخص كند، خودم هستم. در اين ديدگاه حق، مبناي مشخصي ندارد. انسانها هر چه را پذيرفتند، همان ارزش است. هيچ هدفي مطرح نيست. انسان به هر كجا رسيد، همانجا هدف است.

آزادي انسان تا جايي است كه به آزادي ديگر انسانها صدمه نزند. مرز و محدوده آزادي را قانون يا عُرف پذيرفته شده انسانها مشخص مي كند.

تحليل و بررسي ليبراليزم :

I – ليبراليزم اقتصادي در غرب منجر به شكوفايي توليد، گسترش بازارها و نفي دخالت دولت در اقتصاد شد. مصرف كننده داراي حق انتخاب و در نتيجه فضاي رقابتي در اقتصاد پديد آمد.

II - اگر قرار باشد هر كسي هر طور كه دوست دارد زندگي كند، فصل مشترك ميان تمام آدميان يا انسانيت چيست؟ هدف انسان چيست؟

III – تعريف از آزادي روشن نيست. يك تعريف سلبي است. آزادي يعني”نبودن مانع“، ”نبودن قيد و بند“، ”نداشتن مزاحم“ و ...

IV – ليبراليزم با انديشه ديني و وحي ناسازگاري دارد.

V - ”ليبراليزم“ به عنوان نوعي فلسفه سياسي با ”دموكراسي“ به عنوان روشي براي انتقال قدرت تفاوت دارد. (درس فصل 5 به دموكراسي اشاره خواهد شد)

VI – ليبراليزم در جامعه اي باعث خوشي افراد خواهد شد كه عده زيادي ليبرال نباشند و تنها عده كمي هر كار دلشان خواست بكنند! والاّ اگر قرار باشد هيچ كس، هيچ چيز را رعايت نكند جامعه اي جهنمي خواهد شد.

VII- در جامعه ليبرال خانواده، محبّت، دفاع از ميهن و بسياري فضيلتهاي ديگر بي معنا خواهد شد. انسانهاي ليبرال چرا بايد خود را به خاطر ديگران به زحمت اندازند؟

VIII- ليبرالها انسان را به پايين ترين حدّ وجودي اش تنزّل مي دهند . همه حقيقت معنوي او را كنار نهاده و او را در حدّ حيوان پايين مي آورند: آزادي بي حدّ جنسي، نبودن هرگونه ارزش و آرمان به علت محدودكنندگي و ...

IX- از نظر افلاطون ، فرد اگر بخواهد به خوشبختي برسد بايد ميان قواي مختلفي كه در وجودش هست، توازن برقرار كند. بايد قوه عاقله را كه تعيين كننده مصالح زندگي است بر همه قوا حاكم كند كه اين همان عدالت است. سرنوشت فرد يا جامعه را نبايد به دست هوسها و خوش آمدها سپرد.

ج : اراده و اختيار خداوند صاحب اراده و اختيار مطلق و بي نهايت است. انسان ”جانشين خدا در زمين“ هم از اين اختيار و اراده برخوردار است. تا آنجا كه مي تواند در برابر خداي خود بايستد و نافرماني و سركشي كند! قبل از آفرينش انسان، فرشتگاني بودند كه همواره به تسبيح و تقديس و عبادت حق مشغول بودند اما موجودي نبود كه بتواند عبادت كند يا نكند و از سر اختيار و اراده دست به عبادت زند. ارزش عبادت اختياري انسان بسيار فراتر از عبادت آن فرشتگان است. انسان در مسير از ¥ - تا ¥ + مي تواند از هر نقطه اي حركت خود را آغاز و به سوي رشد و كمال يا انحطاط و پليدي ادامه مسير دهد. به هر طرفي هم برود به دنبال كمال و اوج گرفتن در همان مسير است. انسان در مسير زشتي و پليدي به درجه اي از انحطاط مي رسد كه از چارپايان پست تر مي شود. (اولئِكَ كَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلُّ اولئِكَ هُمُ الغافِلونَ – الاعراف، 179 – اينان همانند چارپايانند حتي گمراهتر از آنهايند. اينان خود غافلانند)

آنچه در نگاه اسلام مطرح است اختيار يعني گزينش خير است.

د : آزادي انساني - آزادي حيواني حيوانات يله ورها آفريده شده اند، قيدوبندي در زمينه پوشش، خوراك، مسكن، آميزش و ... ندارند. انسان ”جانشين خدا در زمين“، شـﺄن و جايگاهي دارد كه قابل مقايسه با بُعد حيواني او نيست. (برگرفته از سخن استادشهيدمطهري)

هـ : آزادي در اسلام

* آزادي همراه با آگاهي و شناخت .

* آزادي نه براي گناه و بي بندوباري.

* آزادي در چارچوب رعايت حق و باطل، حلال و حرام .

* آزادي از بندگي ”غير خدا“ و حركت به سوي ”خدا“

* آزادي براي سركوب تمايلات نفس سركش .

* آزادي براي رهايي از قفس تن و پرواز به سوي حق .

* آزادي براي شكوفايي استعدادهاي انسان و كسب كمالات انساني.

* آزادي همراه با مسئوليّت

*

*

*

و : آزادي فكر

از ويژگيهاي ليبراليسم و آنچه در منشور ملل متحدو اعلاميه حقوق بشر بر آن تاكيد مي شود آزادي فكر و انديشه است. هر فكري براي صاحب آن فكر محترم است و نبايد كسي را تنها به خاطر داشتن انديشه خاصّي به ويژه اگر به مرحله اجرا و عمل نرسد محاكمه و محكوم كرد. اين اصل را به عنوان يكي از حقوق مسلّم انسانها مكرّر گفته و نوشته اند.

آنچه از سوي مدّعيان آزاديخواهي و حقوق بشر به صورت عملي مشاهده شده و مي شود هر فكري تا زماني محترم است كه در چارچوب منافع قدرتها باشد:

- در زمان حيات امام خميني(س) ، جمهوري اسلامي ايران بارها تلاش كرد تا يكي از پيامها يا سخنرانيهاي امام روي تلكس يكي از خبرگزاريهاي بزرگ يونايتدپرس، آسوشيتدپرس، رويتر و ... پخش شود امّا هيچگاه آنها موافقت نكردند.

- اجازه تأسيس حزب كمونيست به عنوان يك فكر تازه در آمريكا داده نشد.

- آثار منتشره توسط دانشجويان پيرو خط امام(س) پيرامون نقش لانه جاسوسي امريكا در ايران اجازه ورود به امريكا نيافت.

- پس از زلزله و قحطي هندوستان، كمكهاي غذايي سازمان ملل و كشورها به هند توسط برخي گاو پرستان هندي ابتدا به گاوها (و نه انسانها) داده شد كه اعتراض شديدي به دنبال داشت و اين فكر را احمقانه خواندند.

-

-

-

ز: آزادي فكر يا آزادي عقيده؟

برخلاف ظاهر زيبا و عوامفريب و خدعه اي كه در آزادي فكر مكاتب ليبرالي وجود دارد از نظر عقل و منطق، هر فكري درست و محترم نيست و اين را همه انسانها با وجدان و فطرت خود درمي يابند .

از نظر اسلام برخي از باورها و انديشه ها چون بت پرستي، شرك و كفر، باطل و نادرست و چون دشمني با خدا و پيامبر است .

- نوشتن، خواندن، خريدن و فروختن كتابهاي ضالَه و گمراه كننده حرام است (مگر در موارد استثنايي چون پژوهش)

- پيامبر اكرم(ص) در سوره ”الكافرون“ مرز دقيق و روشني ميان مومنان و كافران مي كشد.

- پيامبر اكرم(ص) پس از فتح مكّه و هنگامي كه باطل بودن اعتقادهاي شرك و كفر جاهلي را آشكار ساخته همه بتها را با همه قدمت و اثر باستاني بودنشان مي شكند و دور مي ريزد و اجازه بت پرستي به كسي نمي دهد.

- نجاست از نظر فقه اسلامي تنها شامل خون، مني، بول و غايط و چيزهاي مادّي ديگر نيست. شرك و كفر ، فكر و اعتقاد نجس است و بايد از آن دوري كرد. (اِنَّما المُشرِكونَ نَجَسٌ – التوبـﺓ ، 28 – همانا مشركان نجسند)

* بنا به تعبيري كه استاد شهيد مطهري دارند اسلام آزادي عقيده را نمي پذيرد. تنها دين و عقيده مورد پذيرش حق تعالي، اسلام و توحيد است لكن آزادي فكر را مي پذيرد. انديشه و افكار گوناگون در طول تاريخ اسلام پايگاه و سخنگو داشته اند. در دوران امامان معصوم(ع) به ويژه در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مناظره ها و گفتگوهاي زيادي با شاگردان مكتب وحي داشته اند. جدال علمي و فكري اگر در محافل و محيطهاي علمي و نزد آشنايان و متخصصان آن باشد و نه در ميان جمعيتهاي ناآگاه كه امكان انحراف آنها مي رود مجاز بوده و يكي از دلايل غنا و كمال فلسفه، كلام و اعتقادات اسلامي ناشي از اين نوع تحمّل مخالفان و رفتار درست دانشمندان مسلمان بوده است ولي در هر حال اجازه فريب و توطئه به صاحبان انديشه ها و فكرهاي ديگر نداده اند.

ح _ شيوه هاي تبليغ اسلام

مرزبندي شرك و كفر و نفاق با اسلام و ايمان به معناي برخوردهاي خشن و قلع و قمع صاحبان افكار مخالف نيست. پيامبر اكرم(ص) كلامي نرم و جذّاب داشت و بر اساس نياز فطري همه انسانه ا، آنها را به سوي خداوند مي خواند و تا زماني كه اقدامي عليه مسلمانان نكرده بودند با آنها نجنگيد و حتي زماني كه كينه توزانه به جنگ برخاستند ولي شكست خوردند از سر لطف و رحمت با بسياري از آنان برخورد كرد.

O فَبِما رَحمَـﺓٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو كُنتََ فَظّاً غَليظَ القَلبِ لانفَضّوا مِن حَولِكَ (آل عمران، 159) به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي. اگر تندخو و سخت دل مي بودي از گرد تو پراكنده مي شدند.

O فَبَشِّر عِباد. الَّذينَ يَستَمِعونَ القَولَ فَيَتَّبِعونَ اَحسَنَهُ (الزّمر، 17 و 18) پس بندگان مرا بشارت ده، آن كساني كه به سخن گوش مي دهند و از بهترين آن پيروي مي كنند.

O اُدعُ اِلي' سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَـﺓِ وَالمَوعِظَـﺓِ الحَسَنَـﺓِ وَجادِلهُم بِالَّتي هِي اَحسَنُ (النحل، 125) مردم را با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنان مجادله كن.

ط : حديث

* رسول اكرم(ص): مَن اَصبَحَ وَ لَم يَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمينَ فَلَيسَ بِمُسلِمٍ . كسي كه شب را به صبح (يا صبح را به شب برساند) و هيچ همّت و تلاشي براي زندگاني مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نيست.

* رسول اكرم(ص): مَن نادي' يا لَلمُسلِمينَ فَلَم يُجيبوا فَلَيسَ بِمُسلِمٍ . مسلماني كه فرياد كمك خواهي از مسلمانان را بشنود و پاسخ ندهد، مسلمان نيست.

* رسول اكرم(ص): كُلُّكُم راع و كُلُّكُم مَسئولٌ عَن رَعِيَّتِهِ . همـﺔ شما مسلمانان رعايت كننده (چوپان) و همـﺔ شما مسئول و متعهّد در برابر ديگرانيد. (يك نفر چوپان نيست همه چوپانند و احساس مسئوليت دارند)

ي: آموزه هاي ديني

* براي قبولي دعا، ابتدا ديگران را دعا كنيد سپس خودتان.

* اهدنا الصراط المستقيم ... پروردگارا ما را به راه برپا دارنده هدايت كن (نمي گوييم مرا)

* تاكيد بر عبادتهاي جمعي

* پيامبران و امامان معصوم(ع) از پدر و مادر بر انسانها مهربانتر و دلسوزترند.

* خداوند خود را مسئول و پاسخگو مي داند (كانَ عَلي' رَبِّكَ وَعداً مَسئولاً – فرقان، 16 – وعده اي است كه انجام دادن آن از پروردگارت خواسته آمده است)

* آنقدر پيامبر اكرم(ص) سفارش همسايگان را كردند كه عده اي تصوّر كردند همسايه ارث مي برد.

* بني آدم اعضاي يكديگرنـد كه در آفرينش ز يك گوهرند

چوعضوي به دردآوردروزگار دگر عضوهـا را نشايد قــرار

تو كز محنت ديگران بي غمي(سعدي)نشايدكه نامت نهند آدمـــي

* آي آدمها

آي آدمها كه بر ساحل نشسته،

شاد و خندانيد!

يك نفر در آب دارد مي سپارد جان

يك نفر دارد كه دست و پاي دائم مي زند

(نيما پوشيج)

* بعد از شنيدن اين خبر كه خلخالي از پاي زني غير مسلمان كشيده و برده اند حضرت علي(ع) مي فرمايند اگر كسي اين خبر را بشنود و ا زغصّه دق كند و بميرد، جا دارد.

* كمك به مردم فلسطين، عراق، افغانستان، ...

* جشن نيكوكاري، كمك به زلزله زدگان و ...

يا: مسئوليت، امانت داري

اِنّا عَرَضنَا الاَمانَـﺓَ عَلَي السَّمواتِ وَالاَرضِ وَالجِبالِ فَاَبَينَ اَن يَحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنها وَ حَمَلَهَا الاِنسانُ ... (الاحزاب، 72) ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، از تحمّل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت. اين امانت چه بود؟ برخي از مفسّران تفسير بر مسئوليت شناسي، تعهد و درد آشنايي انسان مي كنند.

يب: به من چه؟ به ما چه؟ به تو چه؟ اين مشكل شماست. (That's your problem)

اين واژگانها از ادب و فرهنگ ديني نيست. اينها همگي ترجمه عبارتهايي از فرهنگهاي ديگر است.

يج: نهضتهاي اجتماعي و مسئوليت

راز برپايي حركتهاي بزرگ اجتماعي چون نهضتها و انقلابها در همه كشورها زنده كردن روح مسئوليت پذيري و نفي بي تفاوتي نسبت به سرنوشت يكديگر بوده است. نويسندگان، هنرمندان و روشنفكران دنيا در اين زمينه بيشترين تلاش را كرده اند. پيش از انقلاب اسلامي ايران سخنرانيها و نوشته هايي با عنوان ”انسان و سرنوشت“ ، ”مسئوليت شيعه بودن“، ”انسان متعهد و مسئول است“ ، ”چه بايد كرد؟“ و آمادگي براي اينكه انسانها بدانند چون ”سيب زميني“ ، ”بي رگ“ نيستند.

يد: مسئوليت، جوهرانسانيت

انسان نسبت به سرنوشت خود، ديگران (و از جمله طبيعت) و نيز نسبت به خداوند تعهّد و مسئوليت دارد.

علم براي علم ¬ علم متعهد

هنر براي هنر ¬ هنرمتعهد

ادبيات براي ادبيات¬ ادبيات متعهد

نقاشي براي نقاشي ¬ نقاشي متعهد

شعر براي شعر ¬ شعر متعهد

. .

. .

. .

انسان مسلمان ، داستاني نمي نويسد يا داستاني نمي خواند براي اينكه فقط چيزي نوشته باشد يا چيزي خوانده باشد. اين عمل آيا انسان را به خداوند نزديكتر مي سازد؟ انسان را به هدف ”جانشيني خداوند در زمين“ نزديك مي كند يا دور مي سازد؟ عمل هدفدار و متعهّد مبناي حركت و اقدام انسان مسلمان است.

هر كه او بيدارتر پر دردتر (مولوي) هر كه او آگاهتر رخ زردتر

يه: تعهّد يا تخصّص؟

در مديريت، انساني متخصص و كارآمد لازم است يا انساني مـﺅمن، متعهّد و دلسوز؟ تفكر ديني به جمع هر دو توجه دارد. نگرشهاي غير ديني تنها بر تخصص تكيه مي كند. Technocracy) : فن مداري و Technocrat : فن سالار) گاهي احزاب و جمعيتها، تعهّد به حزب و گروه خود را بر هر چيز ديگري به عنوان شاخص صلاحيت افراد ترجيح مي دهند. در انقلابهاي جهان با هدف انتقال قدرت، مديريت هاي پس از انقلاب به كساني كه مبارز و سختي كشيده در راه انقلابند ولو آنكه تخصصي نداشته باشند، واگذار مي شود. شايسته سالاري، توجّه به شاخص هاي تعهّد و تخصص (هردو) در افراد براي انتخاب يا انتصاب آنان به مديريت و مسئوليت است.

 

 

 

. برنامه درس

. منابع درس

. بانك سوال   

 محل مراجعه و مشاوره: ساختمان گروه معارف, طبقه دوم, اتاق شماره 8   تلفن : 7391 داخلي 3600     پست الكترونيك: KHALEDI@IUST.AC.IR